تبلیغات
در انتظار گودو - داستانک: جیغ بنفش

از کجا معلوم امروز شنبه است؟...
 

چهارشنبه 20 شهریور 1392
ن : فؤاد سیاهکالی نظرات

داستانک: جیغ بنفش

کلمات کلیدی : داستانک , مینی مال , جیغ بنفش ,


یارو از اولش هم دیوانه بود. اشتباهی آورده بودندش اینجا. نصف شب­ها، جیغ می­کشید و گریه می­کرد. همه را ذله کرده بود. یک روز احمد با چند تا از بچه­ها، توی حیاط گرفتندش زیر مشت و لگد بلکه بترسانندش، ولی باز شب که شد، همان بساط بود.

هوشنگ می­گفت یک شب از خواب بیدار شده و با کارد آشپزخانه، گلوی زن و دو دخترش را در خواب بریده. بعدش که سر عقل آمده، می­خواسته خودش را حلق آویز کند که همسایه­ها سر رسیده­اند و پلیس را خبر کرده­اند. جمالی می­گفت سر صاحب کارش را کرده زیر دستگاه چوب بری. هر شب کابوس آن لحظه را می­بیند. یکی دیگر از بچه­ها که الآن یادم نیست، می­گفت پدرش دو ماه توی انبار حبسش کرده و فقط پیشابش را می­داده بخورد که از تشنگی نمیرد. او هم زده او را کشته. فقط احمد بود که اصرار داشت این کار را از عمد می­کند که نگذارد بخوابیم.

 عاقبت هم منتقلش کردند تیمارستان. یارو از اولش هم دیوانه بود.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Ida Lee یکشنبه 11 مرداد 1394 08:00 ب.ظ
یارو از اولش هم دیوانه بود
عاطفه سه شنبه 11 فروردین 1394 12:34 ق.ظ
امابه نظرمن جیغ سرخ بهتر بود
اما جیغ بنفش ادبی تره
آآآآآآآآآآآفرین
عاطفه دوشنبه 10 فروردین 1394 06:27 ب.ظ
حالا چراجیغ بنفش؟
فؤاد سیاهکالی پاسخ داد:
اسم یه شعره از هوشنگ ایرانی. (غار کبود میدود/یکسره جیغی بنفش میکشد) حالت کبودی چهره ی کسی که جیغ میکشه رو نشون میده و خود رنگ بنفش یه خشونتی داره توش.
lvlv سه شنبه 26 شهریور 1392 02:24 ب.ظ
اگه داستان ادامه داشت ، میفهمیدیم که یارو فرار کرده ، یا احتمالا اول بصورت نمایشی مرده یا فرار کرده ...
پس حق با نفر آخری بود ، جیغ میکشید تا نذاره بخوابن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر