تبلیغات
در انتظار گودو - «این تفنگ من است!» یادداشتی بر فیلم «غلاف تمام فلزی»

از کجا معلوم امروز شنبه است؟...
 

پنجشنبه 28 شهریور 1392
ن : فؤاد سیاهکالی نظرات

«این تفنگ من است!» یادداشتی بر فیلم «غلاف تمام فلزی»

کلمات کلیدی : غلاف تمام فلزی , استنلی کوبریک , ویتنام , امریکا , Full metal jacket , سینما , فیلم ,



این تفنگ من است!

«این تفنگ من است. تفنگ من، بهترین دوست من است. تفنگ من زندگی من است. من باید مانند جان خودم از آن محافظت کنم. بدون من، تفنگم بی فایده است. بدون تفنگم، من بی فایده ام. در پیشگاه خدا، قسم می خورم که من و تفنگم ناجی زندگیم باشیم. چنین باد، تا زمانی که دشمن بمیرد و به جایش صلح برقرار شود. آمین...»

 

فیلم «غلاف تمام فلزی» (Full metal jacket) اثر «استنلی کوبریک» را بسیاری، فیلمی ضد جنگ دانسته اند؛ اما شاید این گونه، کل محتوای فیلم را در یک کلمه خلاصه کردن، نادیده گرفتن حرف هایی است که فیلم به دنبال بیان آن است. بد نیست که نگاهی دوباره به فیلم بیندازیم.


فیلم از دو بخش تشکیل شده است: بخش اول، دوره ی آموزش نظامی را نشان می دهد و بخش دوم، جنگ ویتنام را.

به نظر می رسد که این دو بخش، دو نوع استفاده از اسلحه را نشان می دهند و چه بسا پیام اصلی این فیلم هم مقایسه ای بین این دو باشد. دو نوع کشتن، دو نوع جنگیدن، که در مقابل یکدیگر قرار دارند.

بخش اول، ماجرای سربازی به نام «پایل» است که نه روحیاتش به یک جنگجو می خورد و نه شرایط جسمانی اش. او نمی تواند بسیاری از تمرین ها را به درستی انجام دهد. فرماندهش از هیچ فرصتی برای تحقیر او فروگذار نمی کند. گروهانش که هر بار او خطایی می کرد، آن ها به جایش تنبیه می شدند، از او بیزارند و شبانه او را در پتویی می پیچند و می زنند.


در انتهای بخش اول، سرباز پایل که با تمرین ها و تنبیه ها و تحقیرهای پی در پی، خوی درنده پیدا کرده و سلامت روانی اش را از دست داده است، یک شب با اسلحه اش ابتدا فرماندهش را  به خاطر نفرت بی حد و حصری که از او دارد  می کشد و سپس کار خودش را تمام می کند.

نمونه ی تمام عیار نوع اول استفاده از اسلحه: 

کشتن به خاطر نفرت؛ 

کشتن به خاطر جنون کشتن؛

کشتن به خاطر نابود شدن اصول اخلاقی.

 


بخش دوم، ماجرای خبرنگاری جنگی است که او را «جوکر» صدا می کنند. او روی کلاهخودش نوشته است: «زاده شده ام تا بکشم» اما بر روی سینه اش نشان صلح نصب کرده است. وقتی یکی از فرماندهان با تندی از او می پرسد که این دو، چطور یک جا جمع می شوند؟ پاسخ جوکر، نشان دهنده ی نوع دوم استفاده از اسلحه است که در انتهای بخش دوم به نمایش در می آید:


زنی ویتنامی به سختی مجروح می شود. در حالی که از درد به خود می پیچد، به زبان خود دعا می کند و از سربازان امریکایی می خواهد که خلاصش کنند. هیچ کس دلش را ندارد. پس از مدتی سکوت و تردید، جوکر با اندوه اسلحه را به سمت زن نشانه می گیرد و خلاصش می کند.

نمونه ی تمام عیار نوع دوم استفاده از اسلحه:

کشتن به خاطر پایان دادن به رنج ها؛

کشتن به خاطر نفرت از کشتن؛

کشتن به خاطر اصول اخلاقی؛

کشتن به خاطر صلح.

 


پی نوشت: شکی نیست که این فیلم بر اساس تفکر امریکایی ساخته شده و من در اینجا قصد نقد فیلم را نداشتم، بلکه فقط می خواستم پیام فیلم را تحلیل کنم.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مژگان یکشنبه 14 شهریور 1395 08:16 ب.ظ
غلاف تمام فلزی.
+ هنوزم بعد از این همه سال یکی از بهترین نمونه ها تو ژانر جنگه.
یک فیلم انتقادی خوب با ساختاری محکمُ اون طنز خاص کوبریکی...
فؤاد سیاهکالی پاسخ داد:
بله، حقیقتاً همین طوره...
saied davoodi جمعه 8 خرداد 1394 03:11 ق.ظ
صحنه آخر فیلم رو نمیشه ازش گذشت، سرود دسته جمعی سربازها و تفکرات درونی جوکر:
(تصور خوش بازگشت به خانه...)
"من خیلی خوشحالم که هنوز زنده ام...
و این غنیمته...
من تو دنیای کثافتی هستم، بله.
ولی زنده ام.
و نمی ترسم."


فیلمبین شنبه 30 شهریور 1392 06:06 ب.ظ
ممنون جالب بود. دو بار این فیلم رو دیده بودم ولی از این نگاه میرم امشب بازم ببینمش.
فؤاد سیاهکالی پاسخ داد:
ممنون از این که مطالعه کردید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر