از کجا معلوم امروز شنبه است؟...
 

سه شنبه 12 آذر 1398
ن : فؤاد سیاهکالی نظرات

داینو کرایسیس

کلمات کلیدی : دایناسور , داینو , داینوکرایسیس , داینو کرایسیس , انقراض ,


برادر زادهٔ سه ساله‌ام عروسک دایناسورش را که اسمش «داینو» بود آورد پیشم. محض اذیت کردنش با گفتن کلمات قلمبه‌ای که می‌دانم متوجه معناشان نمی‌شود، گفتم: «داینو که منقرض شده.» دیدم خیلی اهمیت نداد، به خاطر همین پرسیدم: «چی گفتم؟» و دوباره، این بار با تأکید روی هجاها، تکرار کردم: «مُنقَرِض شده.» 
گفت: «پس تو دکتر باش. من داینو رو میارم پیشت.» برای فهمیدن معنای منقرض در ذهنش گشته بود و نزدیک‌ترین کلمه به منقرض را یافته بود: مریض. و فکر می‌کرد لابد منقرض شدن هم چیزی توی مایه‌های مریض شدن است، فوقش کمی شدیدتر، ولی در هر حال جای امیدواری هست و فقط کافی است حیوان منقرض شده را زود به دکتر برسانیم. گفت: «بهش آمپول بزن.» و من با بازی همراه شدم و فوری چند تا آمپول محکم زدم به دست و پای دایناسور و شربت تجویز کردم و قرص دادم و دست آخر گفتم: «خیلی مواظبش باشید، وگرنه دوباره منقرض می‌شه‌ها.»
دختر سه ساله که از نمایش پر هیجان احیای حیوان منقرض شده سر کیف آمده بود، جیغ کشید: «ئه، دوباره منقرض شد!» و من هم باز دایناسور را به اتاق عمل بردم و یک ربع ساعت بعدی را به نجات دادن چند بارهٔ یک دایناسور از انقراض گذراندم.


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
تبلیغات رایگان دوشنبه 18 آذر 1398 11:41 ب.ظ
مطلب جالبی بود
ملت بلاگ یکشنبه 17 آذر 1398 07:42 ب.ظ
شما خیلی خیلی گلی
هومورو شنبه 16 آذر 1398 09:16 ب.ظ
ممنون، شما خوبید؟
ای بابا، مگه برای مخاطب می‌نویسید؟ :(
بعدم، کلی سایت دیگه مثل دوران اژدها هست که می‌تونید مخاطبای خودتونو پیدا کنید.
البته شما نویسنده‌اید و مختار،
ولی ناراحت شدم دیدم انگیزه‌ی نوشتن ندارید. حیف داستان به اون خوبی نیست؟ :(
خواهش می‌کنم، داستانای خوب همیشه یاد آدم می‌مونن. ^_^
فؤاد سیاهکالی پاسخ داد:
خب مستمع صاحب‌سخن را بر سر ذوق آورد، به قول قدیمیا. آدم خواننده نداشته باشه، برای خودش اون قدر انگیزه نداره بنویسه. البته جدای از تک و توک نوابغ ادبیات.

نمی دونم چرا اون موقع به ذهنم نرسید برم یه سایت دیگه، شاید بلد نبودم جای دیگه‌ای رو، یا چون آشنا نداشتم توی سایت های دیگه.

ولی باز ممنون که این مدت این قدر لطف داشتید و یاد من بودید.
هومورو جمعه 15 آذر 1398 12:21 ق.ظ
با درود
و عرض وقت بخیر
اینجانب به عنوان هوادارِ «جنگجویان خلیع»، اومدم بپرسم:«آیا ادامه دادید یا نه؟» و برم... D:
(امروز با دوستداران کتاب، بحث داستان‌های جذاب چاپ‌نشده‌ی نیمه‌تمام بود که یادی از داستان شما کردم.)

در ضمن، این متن، یه جور بامزه‌ای دل‌نشین بود. ^_^
فؤاد سیاهکالی پاسخ داد:
سلام
خوبید؟
نه، دیگه بعد از بسته شدن دوران اژدها منم داستان رو ادامه ندادم، یعنی خواننده ای نداشتم که به خاطرش انگیزۀ ادامه دادن داشته باشم. الان فکر کنم پنج سالی میشه.
ولی خیلی خیلی ممنون که یادم بودید. (:
اسکریپت پنجشنبه 14 آذر 1398 11:02 ب.ظ
بسیار عالی
ملت بلاگ سه شنبه 12 آذر 1398 09:23 ب.ظ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر