تبلیغات
در انتظار گودو - مادرانه

از کجا معلوم امروز شنبه است؟...
 

سه شنبه 8 بهمن 1392
ن : فؤاد سیاهکالی نظرات

مادرانه



جایی خواندم (روانشناسی عمومی، کتاب درسی رشته های کودک یاری، بهداشت، مدیریت خانواده، و...) که مهر مادری، که این روزها اینقدر از آن صحبت کرده اند که دارد به حد سخافت می رسد، حاصل ترشح هورمونی است به نام «پرولاکتین» است که در همه ی حیوانات و انسان های مؤنث، به هنگام بارداری ترشح می شود. این هورمون، علاوه بر ایجاد احساسات یکسانی در انسان و حیوان، سبب ایجاد شیر در سینه ها هم می شود.

قبلاً به این فکر نکرده بودم، ولی الآن که فکر می کنم، می بینم که چقدر رفتارهای حیوانات مادر، شبیه هم است: تا وقتی که بچه شان کوچک است، نگران او هستند: نگران تغذیه اش، نگران امنیتش، نگران راه افتادنش و... و وقت و نیروی خود را صرف او می کنند. بعد که بزرگ و بالغ شد، برای مادر مانند باقی حیوانات می شود.

بنابراین، این حس مادرانه، هیچ حس مقدس و روحانی ای نیست. تنها و تنها حاصل فعل و انفعالات شیمیایی است. همانند حس هیجان، که حاصل ترشح «آدرنالین» است.

حالا به من بگویید: چرا باید انسان قدردان احساسی باشد که فقط با ترشح یک هورمون به وجود آمده؟

بگذارید یک جور دیگر بگویم: چرا وقتی که انسان بزرگسال شد، باید بی آن که هورمون مشابهی در او ترشح شود، همان احساسی را به مادر داشته باشد، که مادر فقط به سبب ترشح هورمون به او داشته؟ چرا این وظیفه بر گردن انسان است؟ وظیفه ای که در عمل غیر ممکن هم هست. مگر این که بخواهند به صورت مصنوعی، همان هورمون را به انسان ها تزریق کنند تا نسبت به مادرانشان همان حس را داشته باشند.

حرف من این است.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
عاطفه شنبه 15 فروردین 1394 01:00 ق.ظ
حرفی نداشتید در رابطه با مطلبی که گفتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فؤاد سیاهکالی پاسخ داد:
ئه! چرا، جواب نوشته بودم، ولی ظاهراً قاطی کرده ثبت نکرده جواب رو.
تشکر کردم که تجربه تون رو نوشتید و نوشتم که من هم حرفم رو با توجه به اون منبع نسبتاً معتبر (کتاب درسی روانشناسی) زدم و اگه اشکالی به این پست دارید، باید به نویسنده های اون کتاب ارجاع بدید.
عاطفه دوشنبه 10 فروردین 1394 11:24 ب.ظ
نمیخواست بگم امامجبورم کردید بگم
من پرولاکتین خونم زیاده که برای کنترلش دارومصرف میکنم امااااااا ازهرچی بچه اس بیزارم واصلا حس مادرانه نسبت به هیچ بچه ای ندارم.حسیه که تجربه اش کردم وبه طورقطعیت ویقین میگم که زیادشدن هرمون پرولاکتین ربطی به حس مادرانه نداره
عاطفه دوشنبه 10 فروردین 1394 05:20 ب.ظ
برخلاف سایر پست هاتون این پست عصبانیم کردآخه مگه میشه مهرمادی فقط به خاطرتر، ترشح یه هرمون باشه؟؟؟اگه اینطوربودکه سنگ روسنگ بند نمیشد
فؤاد سیاهکالی پاسخ داد:
(:
شرمنده که باعث عصبانیت شدم. این پست ظاهراً مخالفان زیادی داشت (از خانواده ی خودم هم بودن کسایی که مخالفت کردن باهاش.)
خیلی از احساس هایی که ما فکر می کنیم اصیل هستن، در حقیقت ابزار طبیعت هستن برای مقصودهایی که طبیعت دنبال میکنه. (پست الگوریتم کلونی مورچه ها رو مطالعه کردید.) و این فقط مخصوص به این احساس نمیشه، احساس هایی مثل شادی، غم، خشم، هیجان، عشق، و حتا احساس عرفانی، همه ی این ها، نتیجه ی فعل و انفعالات شیمیایی هورمون ها هستن و کاملاً قابل کنترل هستن: با تزریق یه هورمون یا جلوگیری از ترشح یه هورمون، میشه یه حس رو ایجاد کرد یا از بین برد.
lvlv چهارشنبه 16 بهمن 1392 08:50 ب.ظ
کاملا موافقم. نباید بود ! نباید قدردان بود ... کلا باید یا نباید ، مسئله این است
اما چه عجیب .. مطمئنم تا چند وقت دیگه واسه قدردانی هم هورمونی پیدا خواهد شد یا ممکنه پیدا شده باشه

از جهت دیگه،از نظرمن ، بحث به تقدیر برمیگرده ، تقدیر به معنای اندازه های دقیق و روشن و نه به معنای اجبار پیروی از نوشته های نادیدنی
فؤاد سیاهکالی پاسخ داد:
کاش قسمت «تقدیر» رو بیشتر توضیح می دادید. فکر کنم به نکته ی جالبی اشاره کردید، هر چند شاید منظور دقیقتون رو متوجه نشده باشم.
و دیگه این که من به این چیزایی که توی این وبلاگ می نویسم، الزاماً معتقد نیستم. گاهی فقط یه ایده به ذهنم می رسه و به خاطر جالب بودن و متفاوت بودن نگاهش، می نویسمش، بدون این که قلباً بهش باور داشته باشم. از جمله همین پست.
ایران پنجشنبه 10 بهمن 1392 10:38 ق.ظ
به نام خدا
سلام علیکم
اگه سوالتون این باشه:
چرا باید قدردان احساسی بود که با هورمون پدید آمده؟
درجواب این به ذهن من میرسه که:
این دستور برای قدردانی از احساس مادری نیست بلکه بخاطر قدردانی از زحماتی هست که مادر به خاطر این احساس مادرانه متحمل میشه و البته همه ی زحماتی که متحمل میشه به خاطر این هورمون نیست (مثل ضدحال های چندماه اول بارداری، سنگینی نفس کش ماه های آخر، درد سنگین برای تولد، بیخوابی ها و...)
فؤاد سیاهکالی پاسخ داد:
ممنون از نظرتون.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر