تبلیغات
در انتظار گودو - پسوخه ی کوچک پدربزرگ

از کجا معلوم امروز شنبه است؟...
 

دوشنبه 16 آذر 1394
ن : فؤاد سیاهکالی نظرات

پسوخه ی کوچک پدربزرگ

کلمات کلیدی : پسوخه , اروس , پروانه , نقاشی , Psyche ,


مرگ پدربزرگ


پدربزرگ همیشه می گفت: «در درون سر هر کس، کرم کوچکی در تاریکی می لولد و فکر می کند جهان را از تنگنای پیله اش می شناسد.» و می خندید: «وضع این کرمک خوشمزه است. در درون پیله است و فکر می کند همه جا را می بیند.»
یک بعد از ظهر پروانه ای در اتاق پدربزرگ چرخ می زد و وقتی پنجره را باز کردیم، به فراخنای بیرون گریخت. گمانم کرمک پدربزرگ از پیله درآمده بود.

پ ن: در زبان یونانی، واژه ی "پسوخه" همزمان معنای "پروانه" و "روان" را می رساند. بعدها واژه ی Psyche (سایک) انگلیسی از همین لغت گرفته شده که به معنای "روان" است. به اینجا نگاه کنید.
پ ن 2: نقاشی از خودم، به نام «مرگ پدربزرگ».


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
kian شنبه 5 دی 1394 11:56 ب.ظ
سلام. چه قدر نقاشی تون هم خوبِس آقامهدی :) متن زیبایی بود.
فؤاد سیاهکالی پاسخ داد:
: ممنون آقا، نظر لطف تونه! میدونم که این طور نیست، ولی باز خوشحال شدم از تعریف تون.
عاطفه جمعه 20 آذر 1394 11:03 ق.ظ
سلام
حرف من این بود که در درون هر انسانی موجود لطیفی نهفته است وبا افکارو کردار همون انسان پرورش پیدا میکنه اگه اون شخص انسانی خوب وشایسته باشه به بهترین وجه رشد میکنه وبلعکس در نهایت روزی این موجود به تکامل خودش میرسه وبرای همون انسان خوب سبب خیر وبرای انسان بدی که اون رو به بدترین شکل پرورش داده سبب شر ونابودی میشه چنین افکاری در ذهن من بود
فؤاد سیاهکالی پاسخ داد:
: خیلی ممنون بابت توضیح تون.
عاطفه پنجشنبه 19 آذر 1394 09:50 ب.ظ
سلام
این حرفی که شما الان زدید حرف خیلی سال پیش من بود اما فکر میکردم که فکرم اشتباه والکیه اما الان کلی ذووووووووووووووق کردم ممنونم بابت این متن قشنگتون
فؤاد سیاهکالی پاسخ داد:
: خواهش می کنم. چه جالب. کاش توضیح میدادید که حرف خیلی سال پیش تون چی بود؟ خیلی برای من جالبه که بدونم ماجراش رو.
آقاگل پنجشنبه 19 آذر 1394 03:12 ب.ظ
خیلی وقت نیست که پدربزرگ جانمان به رحمت خدا رفته...
داستانک جالبی بود.
فؤاد سیاهکالی پاسخ داد:
: خدا روحش رو قرین الطاف خاصه ی خودش بکنه.
ممنون بزرگوار.
Mission Blue چهارشنبه 18 آذر 1394 04:34 ب.ظ
Mission Blue یه نوع پروانه ی در خطره که تو سان فرانسیسکو زندگی می کنه!
فؤاد سیاهکالی پاسخ داد:
: باز پروانه! حدس می زدم البته.
ممنون.
میس راوی چهارشنبه 18 آذر 1394 11:10 ق.ظ
خوبه، و اصلا هم ناراحتم نکرد، فقط خیلی حالِ ما بود.
فؤاد سیاهکالی پاسخ داد:
: خب، خدا رو شکر.
امیرحسین سه شنبه 17 آذر 1394 07:36 ب.ظ
نمیدونم چرا انقدر قشنگ بود این داستان !
راستی یادت رفت منو تو پیوندها بزاری ،STICK IN YOUR MIND :D
فؤاد سیاهکالی پاسخ داد:
: چشم، با افتخار اضافه کردم.
و خیلی ممنون بابت نظرتون.
Mission Blue سه شنبه 17 آذر 1394 05:58 ب.ظ
اون متن درباره ی یکی از اقوام بود. خدا رو شکر مادربزرگ های من در قید حیات هستند!
این وبلاگ north star ادامه ی وبلاگ قبلیمه به نام beyond the butterfly ولی چون خیلی خیلی برام عزیز بود تمام آرشیوش رو منتقل کردم به north star!
فؤاد سیاهکالی پاسخ داد:
: آها، ببخشید پس. خدا نگهشون داره.
و چه اسم جالبی، Beyond the Butterfly! این اسم Mission Blue یعنی چی؟ چون سرچ کردم و چیز درستی پیدا نکردم.
Mission Blue سه شنبه 17 آذر 1394 03:53 ب.ظ
خداوند پدر بزرگتون رو رحمت کنه.
سخنشون خیلی حکیمانه بوده. یادمه تو دنیای سوفی هم برای این که بتونه تفکر فلسفی رو توضیح بده یه مثالی زده بود که مفهومش همین گفته ی پدر بزرگ شماست. اونجا به جای پروانه از شپش های خرگوش داخل کلاه شعبده بازی میگه. یقینا شما خودتون از من خیلی بهتر می دونید!
چیز هایی که من در وبلاگ قبلی نوشته بودم و شما بهش لینک دادین در مقایسه با پستی که تو +g گذاشته بودین هیچ محسوب می شن!!!
فؤاد سیاهکالی پاسخ داد:
: ممنون. خدا مادربزرگ شما رو هم بیامرزه.
چه اشاره ی جالبی کردید به دنیای سوفی. اصلاً حواسم به اون نبود. ممنون. خیلی ممنون.
و این که "وبلاگ قبلی"؟ یعنی وبلاگ جدیدی دارید؟ ممکنه آدرس اون رو هم داشته باشم؟ ممنون میشم.
میس راوی سه شنبه 17 آذر 1394 10:13 ق.ظ
چقدر نقاشیت اتفاقِ این روزای ماست...
فؤاد سیاهکالی پاسخ داد:
: یعنی خوبه یا بد؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر